
در این مقاله، امیرحسین ذوالفقاری از تجربهای واقعی خود از راه اندازی فروشگاه ایرانیان تا فروشگاه اینترنتی روزنامه دیواری میان «کائنات و کوشش» میگوید.او داستانی واقعی از زندگی کاری خود را روایت میکند؛ از زمانی که اطرافیانش به قانون جذب و انرژی کائنات ایمان داشتند تا روزی که خودش فهمید موفقیت در بازار، نه با آرزو، بلکه با شناخت، نظم و عمل بهدست میآید.در ادامه، با دیدگاهی علمی به موضوعاتی چون کتاب «بنویسید تا اتفاق بیفتد» پرداخته و توضیح میدهد چرا نوشتن اهداف، ذهن را منظم میکند اما عمل است که نتایج واقعی را رقم میزند.این مقاله پلی است میان باورهای انگیزشی و واقعیت بازار امروز؛ جایی که فروش از پشت دخل مغازهها به دنیای دیجیتال رفته است و تنها کسانی موفق میشوند که همراه تغییرات، یاد بگیرند، حرکت کنند و بسازند.یک روایت صادقانه از مسیر رشد یک مغازهدار تا فروشگاه اینترنتی — از شهباز تا کل ایران.
